Hide Button

موسسه سمی تیپیت موارد را به زبان های ذکر شده دارد

English  |  中文  |  فارسی(Farsi)  |  हिन्दी(Hindi)

Português  |  ਪੰਜਾਬੀ(Punjabi)  |  Român

Русский  |  Español  |  தமிழ்(Tamil)  |  اردو(Urdu)

devotions
دعا كردن - الگوی كليسای بيدار
كليسای عهد جديد در يك جلسه دعا متولد گرديد و با زنان ومردان دعا به راه خود ادامه داد. با وجود اينكه دعا در ميان ايمانداران امروزی امری غير متداول است، در ميان ايمانداران قرن اول تجربه‌ای كاملا عادی و جا افتاده بوده است. ما در باب نخست كتاب اعمال رسولان، كليسا را در حال فرياد زدن در حضور خدا می‌بينيم. در باب سوم كتاب مذكور، رسولان در حالی با آن مرد لنگ مادرزاد روبرو می‌شوند كه برای دعا كردن به سوی هيكل می‌رفتند. در باب چهارم كليسا روی خدا را در دعا می‌طلبد. در تمامی قسمتهای كتاب اعمال رسولان، كليسا در موقعيت اتكای مطلق بر خدا دیده میشود

كليسا در روزهای نخست تاريخ خود نه فقط دعا می‌كرد، بلكه رشد نيز می‌نمود. رشد كليسا رشدی سريع بود. به طوری كه كتاب‌ مقدس بيان می‌كند كه هزاران تن در يك روز به كليسا اضافه ‌شدند . در واقع دعا همواره نيروی محرك و سوق دهنده‌ای در كليسا بوده است. بيداری‌ها بزرگ روحانی همواره قهرمانان گمنامی داشته‌اند كه در سكوت برای تحقق آن نهضتها دعا كرده‌اند. دعا همواره يك مخرج بی چون و چرا و عادی معادله كليسای بيدار است

شور و علاقه تازه جهت بشارت به دنيای بی‌ايمان نيز در كليسای بيدار متولد می‌گردد. در واقع كليسا به طور معمول چنين طريقی را می‌پيمايد. به طوری كه آن دچار رخوت گشته به خواب می‌رود. اين شرايط همواره ناپاكی اخلاقی در زندگی و بی‌تفاوتی روحانی را به دنبال دارد. با اين حال بايد در نظر داشت با وجود اينكه احتمال خواب كليسا همواره وجود دارد، روح‌القدس هرگز به خواب نمی‌رود. در اين واقع روح الهی شروع به برانگيختن بقيت وفادار می‌نمايد، و اين ايمانداران امين جهت بيداری و احيا نزد خدا فرياد برمی‌آورند، و خدا به فريادهای ايشان پاسخ داده مردان خدا را برمی‌انگيزد. آنها نيز به نوبه خويش با قدرتی احيا شده و اقتدار، كلام خدا را موعظه می‌كنند. در نتيجه كليسای به خواب رفته شروع به حركت نموده از خواب برمی‌خيزد. سپس گناهان اعتراف می‌شوند. قلوب ايمانداران پس از توبه قدرت می‌يابد. و محبت برای نجات دنيای گناهكار قلب آنانی كه بخشش مسيح را تجربه نموده‌اند، لبريز می‌سازد. در نهايت افراد جديد بسياری در ملكوت خدا متولد می‌گردند

طريق ذكر شده در بالا طريقی تاريخی است كه بارها و بارها تكرار شده است. امّا دعا همواره بنياد تمام بيداری‌ها بوده است. دعا بيان و سخن قلب فروتن است. دعا می‌گويد: «خدايا، من به تو محتاجم بدون تو من قادر به انجام كاری نيستم.» دعا اتكای مطلق بر خداست

از سوی ديگر بيداری تجلی فيض خدا بر قوم اوست. و اين فيض همواره در قلوب فروتن آزاد گشته، عمل می‌كند. كتاب‌ مقدس در اين باره می‌گويد: «ليكن او فيض زياده می‌بخشد. بنابر اين می‌گويد :خدا متكبران را مخالفت می‌كند، امّا فروتنان را فيض می‌بخشد»(يعقوب 4 :6). خدا از غرور نفرت دارد، ليكن با فروتنی با مهر و رحمت برخورد می‌كند، كليسای كه دعا می‌كند پايه‌های كليسای بيدار را بنيان می‌نهد

در سال 1978 من به شبانی يك كليسای كوچك در آلمان انتصاب شدم. كليسای مذكور، كليسای باپتيست هان نام داشت. هان شكل كوتاه كلمه آلمانی «هانچن» به معنی جوجه است. در واقع من به شبانی كليسای جوجه باپتيست در شهر جوجه نصب شده بودم! كليسای مذكور يك جماعت كوچك كليسايی بود كه اغلب اعضای آن را خانوادههای نظاميان آمريكايی تشكيل می‌دادند. در آن سال قلب من با مشاهده بی‌تفاوتی روحانی در كليسای مورد بحث شكست

در آن هنگام من تصميم گرفتم كه گروهی را گردآورده، دعا را به ايشان تعليم دهم. در همين راستا ملاقات هفتگی با 15 تا 20 نفر از ايشان را آغاز كردم. زمانی كه اين افراد فرصتی را به عبادت شخصی با خدا اختصاص دادند، او كار خود را به طرز عميقی در قلب ايشان آغاز نمود. بدين ترتيب دعا به نقشه مقدماتی ما برای بشارت به جانهای گمشده مبدل گرديد. وقتی كه خدا به شكل عميقی در زندگی افراد مذكور و خانواده‌های ايشان كار كرد، ما رشد انفجاری كليسا را تجربه نموديم. در واقع در عرض چند ماه، برای جا دادن افراد تازه وارد ما به اجبار منبر را از نمازخانه كليسا خارج كرديم، تا آن را در جای وسيع‌تری قرار دهيم. چيزی نگذشت كه ما مجبور به شروع جلسات عبادتی متعدد شديم. و پس از مدتی مجدداً مجبور شديم كه جلسات عبادتی عصر يكشنبه را در سالن دبيرستان محلی برگزار كنيم. ما دعا كرديم و دست خدا به حركت درآمد. وقتی كه دست خدا به حركت در آمد، ما نمی‌توانستيم پاسخگوی نياز خيل افراد گرسنه و تشنه كلام او باشيم

به راستی چه اتفاقی افتاد؟ آری، ايمانداران چه زن و چه مرد دعا كردند، و روح خدا مجال كار كردن يافت. اين همان چيزی است كه در كليسای اوليه نيز به وقوع پيوست. خدا تغيير نكرده است. شايد شيوه متفاوتی را به كار گيرد، امّا اصول كار او همچنان پا بر جا هستند. كليسايی كه دعا می‌كند، كليسای بيدار را به وجود خواهد آورد.